خرید بک لینک
هوای سردپاییزی هواییه که من عاشقشم فقط میخام بنویسم ازش

مادر رفت بیرون بهم پیشنهاد دادبریم پیاده روی واینکه سر راهمون یه مقدارخرید کنیم ولی نرفتم وموندم توخونه

درازکشیدم و کناردستم یه بشقابه که یه سیب ویه پرتغال گذاشتم ویه چای لیوانی با نبات ریختم که تواین عصر پاییزی میل کنم

هوای بیرونم که دارم نگا میکنم هوای عالی با آسمون آبی وبدون لک

عجب هوای دونفره ای شود این هوا

طفلی با مامانم نرفتم بعد دارم درمورد هوای دونفره میگم

پرتغالمو پوست میکنم وبه بهترین روزهایی که آرزو دارم درانتظارم باشه فک میکنم

قاچ اولو که میزارم تودهنم اوی سرد بود سرد سرد درست مث دستهای من که دوس داره گرم بشن گرم گرم.گرم بشن به گرمای وجود کسی که ....

صدای زنگ میادبهتره برم دروبازکنم

احتمالا داداش بزرگه باشه واومده حالی ازمون بگیره

بیام یه چای براش بریزم

ازاون چای ها که همیشه دلبری میکنن برام واینقد خوشگل رنگش جلوه میکنه که سریع ازش عکس میگیرم

به سیب توی بشقابم نگاه میکنم برش میدارم ودر دستانم لمسش میکنم واونو قل میدم اونقد تودستام قلش میدم بعدش خسته میشم ومیزارمش سرجاش وپوستشو میکنم وبا اجازتون میخورمش

هوای امروز باعث شده که من هی بنویسم ازهمه چی

ازقند تو قندون ازچای تو فنجون از پرتغال تو بشقاب ازهرچی فقط میخام بنویسم وبنویسم

امروزاین هوای لعنتی آدمو دیوانه میکنه

نه بارونی نه ابری نه خش خش برگی

پس چه مرگمه نمیدونم

ولی دوس دارم عاشق باشم وعاشق تر

کسی باشه که بهش عشق بورزم واین همه از دارو درخت ومیوه و... ننویسم

ازاون بنویسم ازعشقش از زندگی از همه چی ....

اگه کسی مطالبمو خوند خداییش مخاطب خاصی ندارم ولی دوس دارم عاشق باشم وباشم وعشق بورزم واین روزهای پاییزی هدر نرن الکی الکی

میخام کسی باشه که با تمام سلولهای بدنم دوسش داشته باشم وزندگی کنم فقط زندگی توام با آرامش ودوس داشتن

آب وهوا وپاییز وچای با نبات وپرتغال سرد وهمه وهمه 1 برا اینکه موضوع رو به سمت تو بکشم

تویی که نمیدونم کی هستی وکجایی ولی قلبم تواین هوای پاییزی برات آروم وقرار نداره

لطفا بیا وزندگی منو زیبا وزیباتر کن

اگه اومدی بی برو برگرد این نوشته عاشقانمو بهت تقدیم میکنم به تمام وجودم

والسلام

هشتم آذرماه سال 96

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

صفحه بندی